Football Stars ادامه ی قسمت دوم داستان


سلام به همه ی شما عزیزان.از لحاظ گرامری تقریبا درسته اما از لحاظ نوشتن مثله رمان برمودا و داستان طنزی که می نوشتم یکم ممکنه گنگ و عجیب باشه ، به هر حال این سبک نوشتنم هست مثل رمان برمودا و هر داستانی که نوشتم کاملا فلبداهه هست و خودمم نمی دونم آخرش چی می شه اما سعی می کنم بهتر بنویسم . بقیشم نوشته بودم اما برخی از گرامر ها رو حذف کردم . اینم نباید نادیده گرفت که هنوز تحصیلات من تا هشتم هست .

Kakero : You should go to the doctor .But don`t worry because I am familier with a famous doctor

Tsobasa and Kakero are going to the hospital by car and Kakrero is driving

ON THE ROAD OF HOSPITAL

Kakero :I know you was out from Japan for a long time tell me about your living in the Spain .What was like? Did you have any friend ?

Tsobasa : Yes I did . But I wasn`t vary friendly with them . Because we were speaking with different languages . For example English` Greek ` Spanish and Japanese and we were not very fluent in English

AT THE HOSPITAL

Doctor : You should take an x-ray maybe your right arm`s bone has a problem .If you have a health problem you

can`t play football for a long time

Tsobasa : But it is my favorite sport

کاکرو : تو باید بری پیش دکتر . اما نگران نباش چون من با یک دکتر مشهور آشنا هستم . سوباسا و کاکرو به بیمارستان می رن با ماشین و کاکرو رانندگی می کنه .

توی راه جاده ی بیمارستان :

کاکرو : می دونم که یه مدت طولانی ای از ژاپن دور بودی . راجب زندگیت تو اسپانیا به من بگو . آیا تو هیچ دوستی داشتی ؟

سوباسا : داشتم . اما من باهاشون خیلی صمیمی نبودم . چون ما به زبان های مختلف حرف می زدیم . برای مثال انگلیسی ، آلمانی ، اسپانیایی و ژاپنی و ما خیلی به انگلیسی مسلط نبودیم .

توی بیمارستان

دکتر : تو باید یک عکس با پرتوی اشعه ی ایکس بگیری شاید استخوان شانه ی سمت راستت مشکل داره . اگه تو مشکل سلامتی داشته باشی نمی تونی واسه یک مدت طولانی فوتبال بازی کنی

سوباسا : اما اون ورزش مورد علاقمه

ادامه دارد ...



موضوعات: داستان دوزبانه انگلیسی و فارسی (نویسنده عسل باسا ),
[ بازدید : 253 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ دوشنبه 15 شهريور 1395 ] [ 14:13 ] [ عسل باسا ]

[ ]

مطالب مرتبط

نیکا اگامی1395/6/15 ساعت 22:10
سلام عزیزم . خیلی خوب بود . داستان داره جالب میشه.
ممنونم
فاطمه1395/6/15 ساعت 15:21
بقیشم بزار
سلام حتما
khandonak2014.avablog.ir
نام :
ایمیل :
آدرس وب سایت :
متن :
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) =D> :S
کد امنیتی : ریست تصویر
ساخت وبلاگ تالار ایجاد وبلاگ عکس عاشقانه فال حافظ فال حافظ خرید بک لینک خرید آنتی ویروس دانلود آهنگ جدید دانلود تک آهنگ انجام پروژه متلب میهن ام پی تری پرینتر سه بعدی
بستن تبلیغات [X]