برمودا سری 50 و 52


سفرانسیس ( شاید چشمه رو بتونم کمکت کنم اما راستش الماسو خیلی نمی دونم ) سوباسا ( مرسی ) سوباسا از جاش پاشد نیکا از گوشاش دود بیرون اومد و از عصبانیت قرمز شد نیکا ( سوباسا بگیر بشین سرجات ) سوباسا ( خیله خوب ، ببخشید ، ببخشید ... ) فردا صبح عسل چشماشو باز کرد عسل ( من کجائم؟ ) ناگهان به خودش اومد و سریع از زمین بلند شد اون تنها توی یک جزیره بود . عسل ( این جا دیگه کجاست ؟؟؟ حتما دیشب موج ها منو اینجا آوردن ، عجب گیری افتادیما ، قایق کجاست ، لعنتی ! بد تر از اینم مگه ممکنه ! قایق رو آب برده ! فک کنم تا آخر عمرم باید اینجا بمونم وای نه ! ) عسل راه افتاد تا ببینه اینجا کجاست و کسی تو جزیره هست . عسل ( چه جزیره ی ترسناکی ، آدرلنالین تو من خیلی زیاد شده ) در همین حال پدر سوباسا ( به به می بینم کی پای میز صبحونه اومده ، پسرم سوباسا ) نیکا ( دیگه خوشبختانه حالش خوب شده ) سوباسا ( نیکا من از اولم حالم خوب بود ... ) نیکا ( باشه سوباسا ، بیا بشین ) سوباسا سفرانسیس رو دید سوباسا آروم اشاره داد سوباسا ( هی ، سفرانسیس یه لحظه بیا ) سفرانسیس هم اومد سوباسا آروم گفت ( یادت نره مخ بابامو بزنی ،بزاره من برم ، قضیه ی الماسو چشمه رو می گم ) سفرانسیس ( باشه یادم نمی ره ) پدر سوباسا ( چرا شما دوتا نمی شینید ) سوباسا ( الان اومدیم ) پدر سوباسا ( سوباسا من تو رو می شناسم ، یه چیزی می خوای بگی ؟ تو اگه خودت بودی الان آروم و بی صر و صدا اینجا نمی شستی ، تو می خواستی هر چه زود تر بری ) سفرانسیس ( همه چی لو رفته ) سوباسا ( بابا ولی از کجا فهمیدی ) پدر سوباسا ( سوباسا ، من تورو خیلی خوب می شناسم ، سوباسا من نمی زارم تو تنها بری ، منم باهات میام ) سوباسا ( آخه بابا ... ) پدر سوباسا ( این طوری امنیتت هم بیش تره ، درواقع تو با ما میای ) در همین حال عسل ( اینجا کسی نیست ؟ سلام ؟ کسی اینجا نیست ؟ ) ناگهان سه نفر از پشت عسل رو گرفتن عسل ( ولم کنین ، کمک ، کمک ) یکی از افراد ( این کیه حتما از افراد جادوگره ) عسل ( اوم اوم اوم ... اوووم ) عسل یک لگد به یکی شون زد و روی هوا قیچی زد عسل ( حسابتونو می رسم ) یکی به سمتش اومد عسل روی زمین خوابندش و با مشت حسابی کتکش زد ناگهان هشت نفر دیگه هم اومدن . ناگهان یکی روبندشو برداشت اون آقای میکامیل بود آقای میکامیل ( بسه این خودیی ) عسل دست از کتک زدن اون سه تا برداشت عسل ( آقای میکامیلی ! ) بقیه هم روبنداشونو برداشتن دوستای سوباسا بودن تارو ( این که عسله ) عسل ( این سه تا دستا پاچلفتی ها کین ) هر سه تاشون روبند هاشونو برداشتن همشون از اعضای تیم ژاپن بودن و جالبه کسی هم که داشت کتک می خورد ایش زاکی بود عسل خندید عسل ( ایشی زاکی معلومه که منو نشناخته بودی ، ای وای ببخشید منم نشناختم ، فک کنم حسابی کتکت زدم ) ایشی ( آی مامان !!! ) ایزابا خندید ایزابا ( این طور که معلومه با افراد مارامون و جادوگر اشتباه گرفتی ) ایشی ( !!! آره !!! ) تاکی خندید تاکی ( حسابی هم کتک خوردی ؟ ) عسل ( ببخشید نمی دونستم ایشیه مگرنه بیش تر کتکش می زدم تا بیش تر لتو پار بشه تا بیش تر بخندیم ، راستی شما ها مگه اسیر جادوگر نبودین اینجا چی کار می کنین ؟ ) میکامیل ( ما فرار کردیم و به این جزیره اومدیم ، راستی تو اینجا چی کار می کنی ؟ سوباسا کجاست ؟ ) عسل با ناراحتی گفت ( قصش درازه ) بعد تعریف کرد کاکرو ( پس که این طور ، دلم واسه سوبا تنگ شده یکساله ندیدمش ، نگاه کن چند ساله درگیر این ماجراییم ، همش گردونه می چرخه وو می چرخه و دوباره به جای سابق برمی گردیم ، جالبه می چرخیم و می چرخیم و از برمودا سر در میاریم ) عسل ( این چه جزیره ایه ؟ ) کاکرو ( اینم از جزایر زیر مجموعه ی برموداست ) عسل ( عجب گیری افتادیم ، منو نیکا و سوباسا تو این مدت خیلی سختی کشیدم دلم واسه دوتاشونم تنگ شده ) ایشی ( مخصوصا واسه سوبا ) عسل ( خفه شو ، الان وقت شوخی نیست ) تاکشی ( سوباسا ما رو پیدا می کنه مگه نه ؟ ) ماتسویاما ( نمی دونم امیدوارم )

ادامه دارد ...



موضوعات: رمان جذاب و خواندی مثلث برمودا ( نویسنده عسل باسا ) ,
[ بازدید : 771 ] [ امتیاز : 3 ] [ نظر شما :
]

[ پنجشنبه 20 فروردين 1394 ] [ 12:55 ] [ عسل باسا ]

[ ]

مطالب مرتبط

نیکا اگامی1394/1/20 ساعت 22:16
مثل همیشه عالی بود.
مرسی عزیزم نظر لطفته
نیکا اگامی1394/1/20 ساعت 22:15
قضیه با اومدن بچه های تیم جالب شد.
آره عزیزم هر چی باشه چند ساله تو رمان خبری ازشون نیست راستی یه سوال بپرسم ازت برای مسابقات خوارزمی رمان می خوان گفتن هم اصلا نباید احساسی باشه . به نظرت این رمان احساسیه . اصلا قابل اجرا تو خوارزمی هست . من که می گم نه مطمعنن از مدرسه شوتم می کنن بیرون !
نیکا اگامی1394/1/20 ساعت 22:15
وقتی نیکا از بلند شدنسوباسا عصبانی شد منم عصبانی شدم .
هر چی باشه اون شخصیت تویی
نام :
ایمیل :
آدرس وب سایت :
متن :
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) =D> :S
کد امنیتی : ریست تصویر
ساخت وبلاگ تالار ایجاد وبلاگ عکس عاشقانه فال حافظ فال حافظ خرید بک لینک خرید آنتی ویروس دانلود آهنگ جدید دانلود تک آهنگ بدنسازی خرید عطر انجام پروژه متلب مهراب درج آگهی و نیازمندیها دانلود آهنگ
بستن تبلیغات [X]